رفتن به محتوا

استودیو نقش، سه پروژه و یک تنخواه

«استودیو نقش» یک استودیوی کوچک طراحی و اجرای داخلی است که هم‌زمان سه کار دارد: بازسازی یک آپارتمان، طراحی یک کافه و چیدمان یک دفتر کار. چهار نفر کار را پیش می‌برند و هر روز چند خرید کوچک و بزرگ انجام می‌شود. این صفحه نشان می‌دهد این تیم هم‌کار را چطور چیده و یک روز کاری‌شان چطور می‌گذرد.

نفر نقش در هم‌کار کارش در استودیو
مریم کاظمی مدیر، سازنده‌ی تیم سرپرست استودیو و جلسه‌های کارفرما
امید رحیمی مدیر خرید، سفارش‌ها و حساب‌ها
سارا نوروزی عضو طراح؛ نقشه‌ها، رنگ و نور
بهرام تهرانی عضو سرپرست کارگاه
کیوان مرادی عضو سابق کف‌سازی و ابزار؛ وسط کار از تیم رفت

مریم تیم را ساخت و کد دعوت را برای بقیه فرستاد. همان روز اول نقش امید را به مدیر تغییر داد تا کارهای مدیریتی و حذف ثبت‌های اشتباه فقط به یک نفر بند نباشد.

برای هر کار کارفرما، یک پروژه.

پروژه کارها وضعیت
بازسازی آپارتمان سعادت‌آباد ۸ کار، ۲ تا انجام‌شده فعال
طراحی کافه ایرانشهر ۵ کار، ۱ تا انجام‌شده فعال
دفتر کار یوسف‌آباد ۴ کار فعال
غرفه نمایشگاه کتاب ۲ کار، هر دو انجام‌شده بایگانی‌شده بعد از نمایشگاه
صفحه پروژه‌های استودیو نقش با سه کارت پروژه فعال و نوار پیشرفت و کارت بایگانی‌شده غرفه نمایشگاه کتاب.

دو حساب مشترک. «حساب بانکی استودیو» برای پیش‌پرداخت کارفرماها و خریدها و پرداخت‌های بزرگ، و «تنخواه کارگاه» برای خرج‌های کوچک سر کار، مثل ناهار کارگرها یا دستمزد روزانه. داستان حساب بانکی را در دو شریک و حساب بانکی استودیو بخوانید.

قاعده‌ی ساده برای خرج‌ها. هر کس از جیب خودش برای تیم خرج کند، هزینه را ثبت می‌کند و فقط بین کسانی تقسیم می‌کند که در آن سهم دارند. مثلاً اشتراک سالانه‌ی نرم‌افزار رندر (۶٬۹۰۰٬۰۰۰ تومان) فقط بین مریم، امید و سارا تقسیم شد و کرایه‌ی داربست نما فقط بین امید، بهرام و کیوان.

هر نفر اعلان‌های خودش. مریم در تنظیمات اعلان دو مورد را خاموش کرده: ویرایش و تغییر وضعیت کارها، و پیوست‌های تازه. بقیه را روشن نگه داشته، به‌خصوص نظرها و کارهایی که به او سپرده می‌شود.

صبح، نمای کلی. مریم هم‌کار را باز می‌کند. در کارهای من سه کار دارد: «تأیید نمونه سنگ کانتر آشپزخانه» با اولویت زیاد و موعد فردا، «چیدمان میزها و مسیر کابل‌کشی» که در حال انجام است، و «رندر نمای ورودی» که از دیروز در انتظار بررسی است. مانده‌ی حسابش قرمز است: ۷٬۳۶۰٬۰۰۰ تومان بدهکار است. بزرگ‌ترین سهمش در هزینه‌ها، نیمی از بیعانه‌ی شیرآلات است که امید پرداخت کرده: ۷٬۵۰۰٬۰۰۰ تومان.

نمای کلی استودیو نقش با مانده قرمز ۷٬۳۶۰٬۰۰۰ تومان، سه کار در کارهای من و پیشرفت پروژه‌ها.نمای کلی استودیو نقش با مانده قرمز ۷٬۳۶۰٬۰۰۰ تومان، سه کار در کارهای من و پیشرفت پروژه‌ها.

ساعت ۹:۴۰، شیرآلات. امید زیر کار «سفارش شیرآلات» می‌نویسد: «فروشنده گفت شیرآلات فردا صبح تحویل میشه.». گوشی مریم اعلان «استودیو نقش · نظر جدید» را نشان می‌دهد. لازم نیست کسی در پیام‌رسان جداگانه خبر بدهد؛ بهرام هم که چند روز پیش نوشته بود لوله‌کشی توکار تا پنج‌شنبه تمام می‌شود، همین خبر را می‌بیند.

اعلان «استودیو نقش · نظر جدید» از سارا نوروزی در اندروید که باز شده و فیلد پاسخ زیر آن است.

ساعت ۱۰، برد کارها. مریم صفحه‌ی کارها و تسک‌ها را با فیلتر «بازسازی آپارتمان سعادت‌آباد» باز می‌کند. «انتخاب رنگ دیوار سالن» در ستون در انتظار بررسی است. گفت‌وگوی زیر کار کل ماجرا را دارد: سارا سه نمونه رنگ روی دیوار زد، مریم کرم گرم را پیشنهاد داد، کارفرما هم همان را انتخاب کرد و سارا کد رنگ را برای نقاش فرستاد. مریم فقط باید یک بار چک کند و کار را به انجام‌شده ببرد.

برد کارها که روی پروژه بازسازی آپارتمان سعادت‌آباد فیلتر شده است.
پنجره کار «انتخاب رنگ دیوار سالن» با گفت‌وگوی سارا نوروزی و مریم کاظمی.پنجره کار «انتخاب رنگ دیوار سالن» با گفت‌وگوی سارا نوروزی و مریم کاظمی.

ساعت ۱۱:۲۰، نقشه‌ی نور. سارا زیر «نقشه اجرایی نورپردازی» می‌نویسد که نسخه‌ی نهایی را فرستاده و اگر نکته‌ای هست تا ظهر بگویند. اگر مریم نکته‌ای داشته باشد، می‌تواند با دکمه‌ی پاسخ از روی همان اعلان جواب بدهد و جوابش زیر همان کار ثبت می‌شود.

تنخواه کارگاه. کارت تنخواه قرمز است: منفی ۱٬۱۰۰٬۰۰۰ تومان. چند روز پیش بهرام سیمان و چسب کاشی را ۷٬۲۰۰٬۰۰۰ تومان خرید، در حالی که تنخواه فقط ۶٬۱۰۰٬۰۰۰ تومان داشت، و باقی را از جیب خودش داد. هم‌کار این را گم نکرده: روی کارت نوشته «بدهی حساب به بهرام تهرانی: ۱٬۱۰۰٬۰۰۰ تومان». شارژ بعدی تنخواه اول این مبلغ را به بهرام برمی‌گرداند.

کارت تنخواه کارگاه به رنگ قرمز با موجودی منفی ۱٬۱۰۰٬۰۰۰ و کادر بدهی حساب به بهرام تهرانی.کارت تنخواه کارگاه به رنگ قرمز با موجودی منفی ۱٬۱۰۰٬۰۰۰ و کادر بدهی حساب به بهرام تهرانی.

دیروز، دستمزد نقاش. بهرام دستمزد نقاش را به او داد و مریم آن را به صورت برداشت ۹٬۰۰۰٬۰۰۰ تومانی از حساب بانکی استودیو، با دریافت‌کننده‌ی بهرام، ثبت کرد. بهرام هم کار تازه‌ی «خرید پرده و کرکره» را برای دفتر یوسف‌آباد ساخت و هنوز مسئولی برایش تعیین نشده.

  • هزینه‌ی تکراری. بهرام کرایه‌ی وانت را دو بار ثبت کرد. امید، که مدیر است، نسخه‌ی تکراری را حذف کرد و مانده‌ها خودشان درست شدند.
  • رفتن یک عضو. کیوان دریل شارژی، تراز لیزری و کرایه‌ی داربست را پرداخته بود و بعد از تیم رفت. کار «اجرای کف‌سازی و تراز» بی‌مسئول شد، ولی طلبش گم نشد. مریم ۶٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان به او پرداخت و ثبتش کرد، و ۴٬۰۸۰٬۰۰۰ تومان باقی‌مانده با نام «کیوان مرادی (عضو سابق)» در پیشنهاد تسویه دیده می‌شود.
صفحه حساب مشترک استودیو نقش با پنل‌های مانده اعضا و پیشنهاد تسویه در کنار فهرست هزینه‌ها.صفحه حساب مشترک استودیو نقش با پنل‌های مانده اعضا و پیشنهاد تسویه در کنار فهرست هزینه‌ها.
  • یک تیم با چهار عضو و دو مدیر.
  • یک پروژه برای هر کار کارفرما، و بایگانی پروژه بعد از تحویل.
  • دو حساب مشترک: حساب بانکی برای پول‌های بزرگ، تنخواه برای خرج‌های کارگاه.
  • پیش‌فاکتور و رسید روی خود هزینه‌ها، نه در گروه پیام‌رسان.
  • تنظیمات اعلان جدا برای هر نفر.
  • خبر خرید و پرداخت دست‌به‌دست نمی‌شود. اعلان هزینه نام ثبت‌کننده و مبلغ را دارد و همه همان لحظه می‌بینند.
  • تصمیم‌ها کنار کار می‌مانند. کسی که بعداً سراغ رنگ سالن یا نقشه‌ی نور بیاید، همه‌ی گفت‌وگو را زیر همان کار پیدا می‌کند.
  • کسری تنخواه گم نمی‌شود. وقتی کسی از جیبش خرج می‌کند، کارت حساب نام او و مبلغ را نشان می‌دهد.
  • رفتن یک نفر حساب‌ها را به هم نمی‌ریزد. سهم کیوان با رفتنش پاک نشد.
  • کار عقب‌افتاده دیده می‌شود. موعد گذشته روی برد قرمز است، مثل «استعلام قیمت صندلی و میز».